|

اين مقاله از چند گفتار درباره زمان و
استفاده از وقت جمع آوری شده است. با توجه به شروع سال نو و توجه خوانندگان به شروع
دورهای جديد در زندگی مطالعه اين مقاله خالی از لطف نيست. ضمن اينکه رفتار امروز
مردم در عجله کردن برای همه چيز، نوع رانندگی، راه رفتن در کوچه و خيابان و نحوه
لذت بردن از طبيعت آنقدر کوته فکرانه و در عين حال خندهآور است که به نوعی تعمق
نياز دارد. شايد بسياری از شما در روزهای تعطيل به مسافرت و گردش میرويد. خيلی از
سفرها آنقدر با عجله است که تمام لذت ديدن طبيعت، درختان، کوهها و آنچه را که همه
در زندگی شهری از تماشای آن محروم هستند، فدای عجله و هول زدنهای عبث میکنند.
انگار فراموش کردند برای چه از خانه خارج شدند. مردمی که به کوه و طبيعت میروند
بازهم وسايل پرسر و صدا و گوش خراش مثل راديو و تلويزيون و موسيقیهای بی سر و ته
را بهمراه خود میبرند تا مبادا روزی از لذت شنيدن آنها محروم باشند. انگار کسی به
شنيدن صدای زيبای طبيعت علاقهای ندارد. در طول مسافرت همراهان آنقدر حرف میزند که
کسی زيبايی جاده و راه را نمیبيند. بد نيست اگر سفری در سکوت را تجربه کنيد.
اميدوارم مطالعه اين مطلب برای استفاده بهتر از روزهای تعطيل کمک کند

تابحال حتماً بارها و بارها مشاهده
کرديد که وقتی حال خوبی داريد و زندگی به شما لذت میدهد، وقت چقدر سريع میگذرد و
هروقت که دوران زندگی با سختی و مشکلات فراوان همراه است روزها به مانند سال سپری
میشوند. وقتی ناراحت و غمگين هستيد انگار که شب نمیخواهد به صبح برسد بخصوص اگر
بيمار باشيد يا در کنار شخص بيماری شب را به صبح برسانيد.
در اين صحبت منظورم از زمان چيزی نيست
که روی ساعت مشاهده میشود. در اينجا درباره زمان روحی و روانی حرف میزنم. وقتی از
آلبرت انشتين درباره زمان پرسيدند گفت: روی يک اجاق داغ بنشينيد تا بفهميد که
هرثانيه چه معنیای دارد!
زمان يک پديده فيزيکی و مادی نيست
بلکه کيفيتی کاملاً روحی و روانی است و برای همين است که در يک مراقبه عميق و واقعی
زمان به کلی محو میشود. زمان موضوعی ذهنی است که اگر ذهن آرام شود به تدريج معنی
آن از بين میرود. عاملی که باعث تغيير نگرش مردم و بوجود آمدن اهميت فراوان برای
زمان شده است زندگی مدرن امروزی و ورود تفکر غربی به تمام جوامع بشری است. شيوه
جديد زندگی باعث بوجود آمدن عجله فراوان در مردم شده است و کاری کرده است که همه
صبر و حوصله خود را از دست دادهاند. موضوع مديريت زمان به فرم غربی فقط باعث تنش و
انقباض بيشتر در زندگی میشود. انجام کارها با زور و فشار يک چنين نشانههايی را هم
بدنبال دارد:
میخواهيد جريان ترافيک را کنترل
کنيد؟ درست مثل اين است که بخواهيد جريان آب رودی را که آن شنا میکنيد مهار کنيد.
اگر بخواهيد درست و دقيق سر قرار
باشيد و اين کار را خيلی با قدرت و زور انجام دهيد، حتماً يک نفر پيدا میشود که
خوب معطلتان کند.
وقتی شام خوبی درست کرديد، حتماً يک
مزاحم وسط آن تلفن میکند.
روزی که با تمام سختی کارها را سر و
سامان داديد و قرار است قدری زودتر محل کارتان را ترک کنيد، در آخرين لحظه رئيس يک
کار بيخودی به دستتان میدهد.
درست همان روزی که بايد کار را برای
تحويل آماده کرد بچهتان مريض میشود.
در زمانهای قديم تفکر غنی شرق به مردم
ياد میداد که حيات و زندگی چيزی از بين رفتنی نيست. همه هستی ماندگار و جاودانه
است. بنابراين انسانها هم به عنوان اجزای عالم همين کيفيت را دارند. پس عجله در
زندگی برای چيست؟ به راندگی مردم، نحوه راه رفتن در خيابان و نوع زندگی امروزی نگاه
کنيد. عجلهای ديوانه وار و کشنده دامنگير همه شده است که حاصلی جز بدبختی ندارد.
در تعاليم بوديستهای تبتی دستوری وجود دارد که میگويد: اگر لازم است عجله کنی
حتماً يواش برو چون با عجله ممکن است هرگز نرسی!
تفکر شرقی براين مبنا استوار است که
همه چيز عالم حرکت دورانی دارد. همه سيارات، ستارگان در مسيرهای دايرهای حرکت
میکنند. تمام زندگی دارای دورانهای افول و صعود است. تمام سختیها و خوشیها و
هرچه که افراد انجام میدهند به انها برمیگردد. برای بشر نسبت دادن حرکت خطی به
زمان فقط باعث عجله میشود. به نحوه روايت داستانها در شرق و غرب دقت کنيد. آنچه به
عنوان تاريخ با تمام جزئيات آن نوشته شده است خواسته دنيای غرب است. در شرق
اسطورهها و داستانها نوشته میشدند.
تفکر خطی زمان است که باعث میشود
کارهايی مثل مراقبه، نشستن و گوش کردن به صدای طبيعت، سکوت و شنيدن صدای پرندگان
عبث به نظر برسد. جالب اينکه در قطب مخالف همين تفکر وقتی به زندگی افراد پيرو آن
نگاه کنيد خواهيد ديد که چقدر وقت برای کشيدن سيگار، حرف زدن با تلفن، گوش کردن به
اخبار چرند راديو و تلويزيون و تماشای برنامههای بی سروته صرف میشود. اخباری که
در مطبوعات پخش میشود جز قتل و کشتار و تجاوز چه چيزی به شما میدهد؟ انگار همه
برنامهها دست به دست هم دادند تا به انسانها بگويند تمام زندگی هيچ چيزی جز اين
مزخرفات نيست.
از برنارد شاو پرسيدند که به نظر شما
اخبار چيست؟ او جواب داد: اگر يک سگ يک نفر را گاز بگيرد اين خبر نيست ولی اگر يک
آدم يک سگ را گاز بگيرد اين يک خبر مهم است!!
چقدر از وقت شما برای شنيدن چنين
اخباری در مورد زندگی ديگران که اصلاً ربطی به شما ندارد طی میشود؟ چه اهميتی دارد
که چه کسی چه کسی را گاز گرفته؟!

آنچه من به شما میگويم اين است که
عجله در زندگی فقط باعث از دست دادن تمام لذتهای آن میشود. آنچه امروز همه با آن
درگير هستند تلاش يا بهتر بگويم طمع برای روزی است که بتوانند در زندگی راحت باشند
و همه خود را برای روزی آماده میکنند که بشود از زندگی لذت برد. تدارکات و دل
مشغولیهای زندگی برای "روز بزرگ" از خود زندگی مهمتر شده است. امروزه بسياری از
مردم در وسط آشغالهايی که عمری به دور خود جمع کردند تلف میشوند. وسايل و
زبالههايی که به درد نمیخورد و فقط جا را تنگ کرده است. اگر واقعاً قصد زندگی
کردن داريد تمام آشغالها را از ذهن، بدن و اطرافتان دور کنيد.
حرف آخر و چند توصيه:
کارها را با آرامش و علاقه انجام
دهيد.
هيچ کاری را کوچک ندانيد. شستن ظرفهای
غذا، پاک کردن زمين و نظافت بدن همه میتواند با چنان عشقی انجام شود که لذت بخش
باشد.
درکارها رقابتهای احمقانه را فراموش
کنيد. خيلی از رقابتها به خاطر اين است که قدر خودتان را نمیدانيد و ارزشهای وجود
خود را دست کم میگيريد.
با هر ابزار و روشی که میدانيد
مراقبه کنيد.
موقع رفتن به طبيعت با سکوت به
چيزی گوش کنيد که در روزهای عادی از شنيدن آنها محروم هستيد.
اوشو- کتابهای داماپاد، هفت قدم روشن
شدگی، بودی دارما، آينده طلايی
ترجمه: رضا صادقی- نوروز هشتاد و چهار
|